الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 6

الغدير ( فارسي )

نوشته‌هاى آن در پيش چشم بايد داشت و به شيوهء خويش در بر گردان پارسى . مىدانيم كه امينى ؛ در پاسدارى از آئين شيعه و براى آن كه هيچ كس را - در پذيرفتن داستان غدير - جاى چون و چرا نماند ، نخست ‹ 360 › تن از پيشوايان و گزارشگران سنى را شناسانده است كه اين رويداد را - بر روى هم از زبان ‹ 110 › كس از ياران پيامبر و ‹ 84 › تن از شاگردان ايشان - بازگو كرده‌اند و پس از كند و كاوهاى فراوان و باريك بينانهء ديگرى از همين دست در زمينهء تاريخ و حديث ؛ نشانه‌هاى بسيار و استوار اين پيش آمد را در نامهء خداوندى باز نموده و آنگاه پرداخته است به رسيدگى در واژهء « مولى » - كه على ( ع ) با شناخته شدن به اين ويژگى برجستگى يافته - و با انگشت نهادن بر ‹ 20 › نشانه - و هم بر ديگر گفته‌هاى پيامبر و ارجمندترين سخن سنجان و دانشوران - به كسانى كه ديگر گفته‌هاى پيامبر و ارجمندترين سخن سنجان و دانشوران - به كسانى كه خواسته‌اند اين فراز درست را شالودهء جانشينى امير ( ع ) نگيرند پاسخ داده و سر پرستى او را بر مسلمانان آشكار گردانيده و پس از پرس و جوهائى در فرو خجستگى روز « غدير » هنگام آن مىآيد كه جاى پاى آن را در سروده‌ها و چكامه‌هاى تازيان روز « غدير » هنگام آن مىآيد كه جاى پاى آن را در سروده‌ها و چكامه‌هاى تازيان - از هر گروه و از پيروان هر كيشى كه باشند - نشان دهد ، براى اين كار از سخنوران سدهء نخست آغاز مىكند و به همين گونه سده‌ها را - يكى از پى ديگرى - بر مىرسد و غديريه سرايان را - كه از درخشانترين اختران در سپهر دانش و ادبند - با آوردن گستردهء زندگينامه و چامه هاشان مىشناساند و در لابه لاى گزارشها و روشنگرىهاى باريك بينانهء خود در اين باره‌ها چه بسيار از باورهاى شيعه و سنى ، خرده هائى را كه هر يك بر ديگرى گرفته‌اند ، برترىهاى پيشوايان هر كدام و تبهكارىهائى را كه به دست دانشمند نمايان و پيشروان و وابستگانشان روى داده به گفتگو نهاده و - مانند هميشه - انبوهى از ارزنده ترين پشتوانه‌هاى فرهنگ و آئين سنت را به گواهى آورده است . در اين جلد نيز كه پارسى شدهء نيمهء نخست از جلد هفتم « الغدير » است پس از يك ديباچه در سپاس از كسانى كه با ديدهء بزرگداشت به نگارش او نگريسته‌اند ،